قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
3225
تاريخ الفي ( فارسى )
كردند و كس پيش امير مؤيّد ، صاحب نيشابور ، فرستاده اظهار اطاعت و انقياد نمودند و از براى دفع غزان امداد خواستند . امير مؤيّد در ساعت غلام خود ، سيف الدّين تنكز « 1 » را با لشكرى جرّار به جانب هرات فرستاد و لشكرى ديگر به جانب مرو و سرخس ، كه محلّ اقامت غزان بود ، تعيين نمود . اين جماعت پيش از سيف الدّين تنكز خود را به سرخس و مرو رسانيده بسى از اسباب و اموال غزان ، از گلهها و رمههاى اسب و گوسفند رانده به جانب نيشابور مراجعت نمودند . و چون غزان از اين حال خبر شدند ترك محاصرهء هرات كرده به جانب مرو مراجعت كردند و سيف الدّين تنكز بىمانع و مدافع به شهر هرات درآمده بر سرير حكومت قرار گرفت . و از جمله وقايع [ 116 ب ] اين سال آنكه ميانه حاكم قونيهء روم ، قلج ارسلان بن مسعود بن قلج ارسلان ، و ميانهء باغى ارسلان « 2 » بن دانشمند ، صاحب ملطيه ، محاربهاى عظيم روى نمود . و قلج ارسلان طاقت مقاومت نياورده روى به گريز نهاده متوسل به قيصر روم شد . و قبل از آنكه لشكر قيصر روم آمده انتقام از باغى ارسلان بستاند ، باغى ارسلان فوت شد . و سبب محاربه ميان قلج ارسلان و باغى ارسلان آن بود كه قلج ارسلان دختر ملك صليق بن علىّ بن ابى القاسم را در سلك ازدواج خود كشيده بود . صليق دختر خود را با جهاز بسيار از جواهر نفيسه و غير آن جهت قلج ارسلان مىفرستاد ، كه باغى ارسلان سر راه بر ايشان گرفته عروس را با تمامى اسباب و اموال دستگير نموده به ملطيه برد ، و بعد از فسخ نكاح قلج ارسلان به اين طريق كه دختر را قهرا و جبرا بر آن داشتند كه از اسلام ارتداد نموده او را مسلمان ساختهاند ، جهت برادرزادهء خود ، ذى النون بن محمّد بن دانشمند ، عقد كرد ؛ هرچند ارتداد جبرى بود و آن موجب فسخ نكاح نمىتواند بود . القصّه ، چون قلج ارسلان از حقيقت حال اطّلاع يافت لشكرى انبوه بههم رسانيده بر سر باغى ارسلان رفت و بعد از محاربه شكست يافت و به قيصر روم متوسّل شد . و چون باغى ارسلان فوت شد ، قلج ارسلان اكثر ولايات او را متصرّف شد و آنچه از ولايات او باقى مانده برادرزادهء او ، ابراهيم بن محمّد ، آن را تصرّف نمود و با قلج ارسلان مصالحه كرد . و ذو النون بن محمّد ، برادر ابراهيم ، بر قيساريّه « 3 » استيلا يافت و در آنجا قرار گرفت و برادر قلج ارسلان ، ملكشاه « 4 » ، انگوريهء « 5 » روم را به تصرّف خود درآورده با يكديگر مصالحه نمودند . و در اين سال اسماعيليهء الموت قريب به قزوين قلعه بنا كردند . و چون در اين باب منع ايشان در بناى آن قلعه به امير شمس الدّين ايلدگز گفتند ، او از ترس [ آسيب و شورش ] فداييان
--> ( 1 ) . م : سيف الدّين مكرى . ( 2 ) . الكامل : ياغى ارسلان . ( 3 ) . شهرى بر ساحل شام در سه روز مسافت با طبريه . ( 4 ) . الكامل : شاهان شاه بن مسعود . ( 5 ) . انگوريه يا انقره شهرى در شام .